وبلاگ

گزارش نیک — رفتگر — 11 مهر 1405

سال‌واژه: شوق زندگی رفتگر صبح با حالت تهوع شدید از خاب بیدار شدم. وقتی از تخت‌خاب بلند شدم تهوعم بیش‌تر شد. سریع نتیجه گرفتم که امروز باید استراحت کنم. به باشگاه نرفتم و کمی غلت زدم. برای مدیتیشن بهانه را قبول نکردم و نشستم به انجام دادنش. در حین انجامش

دلار، دیوار

دلار ۲۵۸/۴۵۰ تومان. وارد برنامه‌ی دیوار می‌شوم. اصلن از این برنامه خوشم نمی‌آید. معمولن نا‌امیدم می‌کند. می‌روم روی گزینه‌ی املاک. اجاره‌ی مسکونی. آپارتمان. حالا باید فیلتر‌ها را پُر کنم. ودیعه و اجاره را که می‌نویسم دلم می‌جوشد.‌ مگر چقدر از رهن و اجاره‌ی خانه‌ی پارسالم در مشهد گذشته که حالا

گزارش نیک — دیوار — 10 مهر 1405

سال‌واژه: شوق زندگی دیوار امروز موبایلم را روی آلارم نگذاشتم و گفتم هر موقع بخاهم بیدار شوم. یک‌بار حدودن هفت صبح بود که چشم‌هایم را نیمه‌باز کردم. سریع بستم و خودم را خاباندم تا نه صبح. مدیتشین پرانایاما انجام دادم. باز هم ذهنم هزار راه رفت. حتا نزدیک بود بغض

لواشک، بستنی‌قیفی

خانم شصت ساله‌ی خوش‌خنده همان‌طور که شالش را درست می‌کرد گفت: « از فامیلای دورن. دختره خیلی پسره رو می‌خاست ولی پدره راضی نمی‌شد. مامانه ولی طرفِ دختره بود. بابای دختره کامیون‌داره. چند وقت قبل که بار می‌بره جایی، دختره اول صبح یه نامه میذاره تو اتاق مامانشو با پسره

گزارش نیک — تو یکی نه‌ای هزاری — 9 مهر 1405

سال‌واژه: شوق زندگی تو یکی نه‌ای هزاری امروز ساعت شش صبح زودتر از همیشه بیدار شدم. چون دیشب را مثل بچه‌ی آدم به‌موقع خابیدم. صورتم را شستم و نشستم به مدیتیشن کردن با حسین اورا. تمرین تنفسی پرانایاما که در آن دم و بازدم با دهان انجام می‌شود. بین نفس‌ها

موشِ چسبی

دیشب موشی آمده بود به آشپزخانه. احتمالن از حیاط یا انباری بوده. امروز به تله‌ی مقوای چسبی افتاد. او را در حیاط گذاشتند و ریتا و لنا با هیجان نشانم دادند. فکر کردم مرده است ولی تکان می‌خورد. کوچک بود و ناز. از دور دیدم و طاقت نیاوردم از نزدیک